X
تبلیغات
ضرغام اباد کهگیلویه و بویراحمد

ضرغام اباد کهگیلویه و بویراحمد
ضرغام اباد بهشت کهگیلویه 
قالب وبلاگ
 

 

 

 

 

 

 

كوه نيل( نير)

 

 


موضوعات مرتبط: کهگیلویه و بویر احمد
[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 17:41 ] [ فرزاد ]

موقعیت جغرافیایی

استان کهگیلویه وبویراحمد با مساحت 16264 کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران قرار دارد. این استان بین دو مدار 29 درجه و52 دقیقه، و31 درجه و26 دقیقه ی شمالی ونصف النهار های 49 درجه و55 دقیقه، و51 درجه و53 دقیقه ی شرقی قرار گرفته است. از شمال به استانهای اصفهان و چهار محال و بختیاری، از شرق با فارس و اصفهان، از جنوب با بوشهر و از غرب با خوزستان همسایه است. سرزمينی کوهستانی و تقرييا مرتفع می باشد که کوه های زاگرس با رشته های موازی، سراسر شمال و  شرق و کوههای سياه و سفيد، خومی، خائيز و نیر جنوب شرقی آن را در برگرفته اند. بلندترين نقطه استان قله دنا با ارتفاع 4409 متر و پست ترين ناحيه آن ليشتر به ارتفاع 500 متر از سطح دريا می باشد. رودخانه های  مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمکان از اين استان عبور می کنند. ارتفاعات آن، سرچشمه تعدادی از رودخانه ها است.  چهار پنجم مساحت استان از ارتفاعات  و تپه  ماهورها  تشکيل شده  است. در مناطق سردسير، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها  کمتر و در مناطق گرمسير ارتفاعات کوتاه تر و تپه ماهورها نيز بیشتر است. دشت ها نيز حدود يک پنجم از مساحت استان را تشکيل می دهند و معمولا عمده  اراضی کشاورزی در دشت ها واقع گرديده است.

آب و هوا

آب وهوای استان بدلیل کوهستانی بودن وامتداد این کوهها از شمال غربی به جنوب شرقی و بلندی آنها، همچون سدی در مقابل توده های فعال جوی مقاومت می کنند. از این رو در تنوع آب و هوایی استان مؤثر واقع شده اند ودو نوع آب و هوای سردسیری وگرمسیری به وجود آمده است.

ناحیه ی سردسیر:

این ناحیه تقریباً نیمی از کل مساحت استان را در بر گرفته است و قسمت شمال و شرق استان را به خود اختصاص داده است. در این ناحیه میزان بارش برف وباران زیاد بوده و از جنگل های انبوه بلوط، بنه، کیکم، بادام، و سرو کوهی پوشیده شده است. بارندگی از نیمه دوم مهر ماه شروع و تا اواخر اردیبهشت در این ناحیه ادامه دارد. میزان بارندگی در این ناحیه بین 540 تا 884 میلیمتر می باشد.

ناحیه گرمسیری:

 این ناحیه بیش از نیمی از کل مساحت استان را در بر گرفته است. در جنوب و غرب استان واقع شده و در مسیر وزش بادهای گرم خوزستان قرار دارد. در تابستان آب و هوای گرم وخشک دارد و میزان بارندگی در آن کم است. در فصل های پائیز و زمستان آب و هوای ملایم بهاری دارد و سبب می شود سرتاسر منطقه از گل و گیاه پوشیده شود. بارندگی از نیمه ی دوم آبان ماه شروع می شود و تا نیمه اول اردیبهشت ادامه می یابد. متوسط میزان بارندگی در ناحیه گرمسیری بین 300 تا 420 میلی متر است. در این استان به طور کلی دو نوع باد می وزد: بادهای فصلی وبادهای محلی


بادهای فصلی:

همچون باد شمال که باران زا است واز طرف شمال غربی این استان را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب ریزش باران در زمستان است. باد جنوب باد فصلی دیگری است که به باد چپ نیز معروف است و از جنوب وجنوب غربی می وزد. بدلیل گرمی و خشکی بیش از حد، غالباً به مزارع و محصولات آسیب وارد می کند.

بادهای محلی:

بادهای محلی همچون باد آشوب در سررود بویراحمد علیا، باد زیر روز در بهمئی، باد کوه باد در بویراحمد گرمسیری و بهمئی، باد چوغان از مهمترین بادهای محلی استان هستند

وجه تسميه کهگیلویه

این استان ابتدا قسمتی از منطقه انشان تمدن ایلامی بوده و در دوره ساسانی با عنوان به آمد کواذ، ارگان و قسمت کوهستانی آن به نام رم زمیگان معروف بود. با ورود اسلام این منطقه ابتدا ارجان،
زم گیلویه و کهگیلویه و از دوره تیموری با از بین رفتن اتابکان لر بزرگ، سراسر منطقه به کهگیلویه معروف شد.

در مورد وجه تسمیه کهگیلویه در آثار تاریخی مطالب مختلفی آورده شده است. از نوشته های ابن خردادبه و استخری در سده های سوم و چهارم هجری چنین برمی آید که «گیلو» یکی از سران قوم لر در محدوده جغرافیایی بین خوزستان، فارس و اصفهان امروزی بوده است که به دلیل کوهستانی بودن پس از مدتی این منطقه به کوه گیلویه معروف شده است به نظر استخری در کتاب مسالک و ممالک تالیف سال 340 هجری قمری رموم یا (قبایل) پارس پنج تا بوده و رم جیلویه یا گیلویه که به رم زمیجان هم معروف بوده از همه بزرگتر بوده است. این منطقه از طرفی به استخر و از طرفی به کوره شاپور و از طرفی ارجان و از طرف دیگر به بیضا و حدود سپاهان قدیم یا اصفهان محدود می شده از سویی نیز به حدود خوزستان و ناحیه شاپور محدود می شده و آنچه از روستا و شهر دراین ناحیه بوده در شمار این قبیله بوده است. طبق نظر استخری در مسالک و ممالک، گیلویه مهرگان بین روزبه از همایجان سفلی از توابع کوره استخر به رم زمیجان رفته بود و به سلمه خدمت می کرد. چون سلمه بمرد، گیلویه رم زمیجان را با زور بگرفت و قدرتمند شد. بطوری که بر آل ابودلف حمله کرد و برادر قاسم بن عیسی یعنی معقل بن عیسی را کشت. ابودلفیان بر گیلویه حمله کردند و او را بکشتند و تا اواخر روزکارشان که از عمرولیث صفاری شکست خوردند، سر گیلویه را به دلیل اهمیت و قدرت وی، در پیش لشکر خود می بردند. با وجود شکست گیلویه ریاست قبایل زمیگان در دست اعقاب گیلویه باقی ماند.

براساس نوشته های کتاب حدود العالم در نیمه دوم سده چهارم هجری قمری اولین بار به کوه ها و مناطق کوهستانی این منطقه کوه جیلو یا گیلو گفته شده است. در پایان سده پنجم هجری قمری ابن بلخی در فارسنامه خود از این منطقه به نام کوه گیلویه یاد کرده است. از سده ششم هجری قمری به بعد منابعی که از این منطقه یاد کرده اند، نام کهگیلویه را بر بیشتر سرزمین امروزی آن اطلاق می کنند. قدرت یابی طوایف کوه گیلویه از یک سو و خرابی ارجان از سوی دیگر سبب شد که در دوره مغول و تیموری در بیشتر نوشته ها کوه گیلویه بکار برود. پس از برچیده شدن حکومت اتابکان لر بزرگ در سال 827 هجری قمری و از دوره صفویه نام کهگیلویه به سرزمینهای وسیعی از اصفهان تا خلیج فارس اطلاق می شد. در دوره پایانی سلسله صفویه این منطقه به نام کهگیلویه و بهبهان معروف است و در سال 1342 خورشیدی به دلیل سیاسی به کهگیلویه و بویراحمد تغییر نام یافت.

شهرستان بویراحمد

نام بویراحمد که برگرفته از ایل بویراحمد است، از سال 1342 و پس از قیام عشایر جنوب از جمله ایل بویراحمد و جنگ مشهور گجستان، مترادف کهگیلویه گشت و یک منطقه مستقل تحت عنوان «کهگیلویه و بویراحمد» بنیاد شد. این استان از شهرهای دهدشت، گچساران، یاسوج، سی سخت، سوق، لنده و بهمئی تشکیل شده و از نواحی فارس و خوزستان جدا گردید. در تیرماه 1342 هیأت دولت به ریاست نخست وزیر اسدالله علم، مصوب نمود که فرمانداری کهگیلویه و بویراحمد به مرکزیت «یاسوج» تشکیل شود. بدینگونه، استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی از سال 1342 مستقلاً تاسیس گردید.

شهر یاسوج

شهر امروزی یاسوج از سال 1342 بنا گذاشته شد. قبل از آن تقریباً در پنج کیلومتری جنوب یاسوج در تل خسروی شهری تاسیس شده بود که تا سال 1320 و بازگشت تبعیدیان عشایر از تهران پابرجا بود. اما به دست مردم ناراضی از ظلم و تعدی حکومت رضاشاه، ویران شد و مردم منطقه مجدداً به زندگی پیشین کوچ نشینی خویش روی آوردند. پس از جنگ معروف گجستان و حوادث سالهای 42-1341 که رژیم آنرا غائله جنوب یا غائله فارس نامگذاری کرد، برای آرامش مردم ایل بویراحمد، شهر کنونی یاسوج تشکیل شد و از آن پس رونق و توسعه یافت.

 

دهدشت:

براساس منابع جغرافیایی قرن چهارم هجری، ناحیه ای که امروز به دهدشت معروف است ظاهراً نام «بلادشاپور» داشته که از سابقه ای بسیار طولانی برخوردار بوده است. شهرت اصلی دهدشت در عهد صفویه (1135-907 هجری قمری) بوده که بناهای به جا مانده کاملاً مؤید این اشتهار و رونق است. در ایام هرج و مرج سقوط صفویه و دوره های افشاریه و زندیه، شهر دهدشت رو به ویرانی و سکون نهاده و ظاهراً از جانب کوه نشینان و ایلات منطقه صدمات فراوانی دیده است. هرج و مرج حکومتهای بی دوام و متزلزل افشاریه و زندیه و لطماتی که از طرف مهاجمان به شهر دهدشت وارد شده، موجب رکود و ویرانی شهر گردیده و این روند تا زمان قاجاریه و پهلوی ادامه یافته است.

شهرستان گچساران

شهرستان گچساران در منطقه گرمسیری استان قرار دارد که از شمال به شهرستان کهگیلویه (استان کهگیلویه و بویراحمد )، از جنوب به شهرستان ممسنی(استان فارس) و گناوه (استان بوشهر)، از شرق به ممسنی و از غرب به شهرستان بهبهان(استان خوزستان) محدود می گردد. این شهرستان دارای مساحتی بالغ بر 4683 کیلومتر مربع بوده که بین 50 درجه و 45 دقیقه طول جغرافیایی و 30 درجه و 26 دقیقه عرض جغرافیایی واقع است. در مجموع دارای دو شهر دوگنبدان و باشت و دو بخش (مرکزی و باشت) و شش دهستان است. دوگنبدان مرکز شهرستان، 720 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. گچساران از جمله شهرستانهای نفتخیز کشور محسوب می گردد و روزانه بالغ بر 000/700 بشکه نفت از منابع نفتی آن استحصال و صادر می گردد.

شهر دوگنبدان مرکز شهرستان گچساران، در مسیر جاده اصلی فارس-خوزستان واقع است. منابع تاریخی، از این شهر با عنوان گنبد ملغان، گنبد ملجان، گنبد ملقان و جنبد ملغان نام می برند. لسترنج در کتاب سرزمینهای خلافت شرقی می گوید: در ساحل یکی از شعب رود شیرین، گنبد ملغان که محل مهمی سر راه ارجان به نوبندگان است قرار دارد که امروز آنرا دوگنبدان گویند و خرابه های پهناوری در آنجا دیده می شود. شهر گنبد ملغان از بلاد گرمسیر بوده و نخلستان آن شهرت داشته و آنرا گنبد ملجان و ملقان هم نامیده اند.

ابن بلخی در قرن ششم هجری قمری گنبد ملغان را جنبد ملغان قید کرده و در کتاب فارسنامه خود در این باره می نویسد: جنبد ملغان شهرکی است کوچک و ناحیتی با آن می رود و هوای آن گرمسیر است و آب روان دارد و میوه ها باشد و مشموم ها و قلعه ی چند از جمله ی قلاع قلعه ی حصین است معروف و هوای قلعه خنک است چنانک غله نیک دارد و مصنع ها نیکو باشد از بهر آب و جامع و منبر باشد. وی در ارتباط با قلعه جنبد ملغان می گوید: قلعه جنبد ملغان، قلعه است کی بیک تن نگاه توان داشت از محکمی و هوا معتدل دارد و آب مصنع ها و غله در آنجا سالی سه چهار بدارد.

حمدالله مستوفی در قرن هشتم در کتاب نزهه القلوب در مورد قلعه گنبد ملغان می گوید: قلعه گنبد ملغان به حدود ارجان از محکمی بیک مرد نگاه توان داشت هوایش معتدل است و آبش از مصانع و غله در آنجا چند سال از آفت ایمن بود.

دکتر احمد اقتداری در ارتباط با وجه تسمیه دوگنبدان به استناد آثار تاریخی می نویسد: آثار دو گنبد فرو ریخته در دشت های شرق و غرب شهر دوگنبدان که یکی در ناحیه لیشتر و دیگری در دشت شرقی شهر دوگنبدان آثار مختصرش باقی است و بقایای گنبد و طاق اثری که در دشت لیشتر باقی مانده است به مراتب بیشتر از آثار بازمانده در دشت شرقی شهر است که حکایت از دو گنبد در شرق و غرب جلگه می نماید، در غرب لیشتر آنجا که شعله های گاز از روی چاه های نفت به ارتفاع ده ها متر می سوزد بقعه ای وجود دارد که از درون چهارتاقی جلوه گر است، ارتفاع طاق گنبدی بقعه پنج تا شش متر است و نیز در جلگه شرق دوگنبدان در اوائل تنگ مالیون در نقطه ای که سراوننیز saro naniz نام دارد آثار ویرانه های تپه ای وجود دارد که گمان می رود یک چهارتاقی بزرگ و گنبدی شکوهمند برآن ساخته بوده است و به لحاظ وجود این دو بقعه چهارتاقی و گنبد، جلگه، دوگنبدان نام گرفته است که نام سابق آن گنبد ملغان بوده است.

تا قبل از انقلاب، شهر دوگنبدان در بین اهالی و روستاهای دور و نزدیک به کاروانسرا که به لهجه محلی، کارونسرا karoonsara، تلفظ می گردید، شهرت داشت. علت این نامگذاری، بیان دیرینه بودن این مکان و اهمیتی است که در ادوار گذشته داشته است. بنابر گفته آقای مجیدی مولف کتاب تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد، گروه باستانشناسی سر اورل استین در سال 1315 شمسی از دوگنبدان دیدن کرده اند. این گروه در گزارش خود می نویسند: از سرآبننیز قصد داشتیم به کاروانسرای دوگنبدان برویم. اینجا مانند سرآب ننیز خانه هایی چند از سنگ و گچ داشت و... و نزدیک بنای این ده کاروانسرای بسیار بزرگ قدیمی که شاید از دوره صفویه باشد وجود دارد. این کاروانسرا از گچ و سنگ ساخته شده و هنوز قسمت معظمی از آن برپاست. در سر در این کاروانسرا حالیه پست امنیه دوگنبدان می باشد. چشمه و آبادی قدیمی هم نزدیک این کاروانسرا بوده است.

از سال 1306 با کشف نفت در محلی به نام «گچ کوراوغلی» در جنوب دوگنبدان و در نزدیکی روستای آب شیرین، فعالیت های شرکت نفت ایران و انگلیس دراین بخش از کشور آغاز گردید. پیدایش نفت موجب ایجاد شهرک کارگری در محلی به نام گچساران، دراین ناحیه شد. با گسترش فعالیت های شرکت نفت، توسعه شهرک سازی برای کارکنان این شرکت امری ضروری و اجتناب ناپذیر بود، لذا به دلیل اینکه شهرک گچساران از حیث فضا و مکان، قابلیت توسعه را نداشت، برنامه ریزان برای رفع این مشکل، تشکیلات و سازمان اداری خود را از گچساران قدیم به دوگنبدان انتقال دادند. حضور شرکت نفت دراین بخش موجب پیدایش شهر جدید گردید و کلنگ سازمان شهری دوگنبدان، در سال 1334 رسماً به زمین زده شد. از آن زمان نام دوگنبدان و گچساران نامی عام برای شهر جدید برگزیده شد و این شهر به هر دو نام خوانده می شود.

وضعیت اقتصادی:

خاک مساعد، منابع آب کافی، جنگل های انبوه و سرسبز و مراتع نسبتاً غنی سبب شده که استان کهگیلویه و بویراحمد از نظر اقتصادی، به عنوان ناحیه ای کشاورزی و دامپروری به شمار آید. مهمترین فعالیت اقتصادی مردم این استان را دامپروری تشکیل می دهد. استان کهگیلویه و بویراحمد به برکت طبیعت مساعد، به ویژه تنوع گیاهان جنگلی و وجود آب و هوای مناسب برای پرورش زنبورعسل شرایط بسیار خوبی دارد. مرغداری صنعتی نیز در سال های اخیر در استان رواج یافته است. بعد از دامداری، کشاورزی مهمترین فعالیت اقتصادی ساکنان این استان است.

صنايع استان کهگيلويه و بويراحمد به دو دسته صنايع دستي و صنايع کارخانه اي تقسيم مي شوند. صنايع دستي اين استان شامل: فرش بافي سنتي، ‌بافت انواع گليم، جاجيم، گبه، خورجين، گچمه، سياه چادر، نمد و محصولاتي نظاير آن است كه بافت آنها در اغلب خانهها و در بيش تر مناطق روستايي و عشايري رواج دارد. با وجود ذخاير غني نفت، گاز و پراكندگي ساير منابع معدني دراستان كهگيلويه و بويراحمد، فعاليتهاي صنعتي و معدني دراين استان، نسبت به ديگر مناطق كشور، توسعه نيافته و رونق چنداني ندارد. علاوه بر صنايع استخراج نفت در گچساران و كارخانه قند ياسوج، بقيه كارگاههاي صنايع دستي و توليدي تازه تأسيس هستند و در زمينههاي صنايع غذايي، فلزي، نساجي و چرم، چوب و سلولزي، شيميايي و دارويي و صنايع ساختماني فعاليت ميكنند. با وجود اين صنایع در استان، ميزان فعاليتهاي صنعتي و معدني نسبت به فعاليتهاي بخش كشاورزي و خدمات بسيار كم است.

جاذبه های طبیعی

كهگیلویه و بویراحمد، دیار كوهستان های سربه فلك كشیده و طبیعت بكر و دست نخورده است. مناظر كهگیلویه و بویراحمد حس زیبای قدم زدن در یك منظره سحرانگیز را برای مسافران به تصویر می كشد و اقلیم های گوناگون آن، دارای جاذبه های ویژه برای گردشگران است.

ارتفاعات و قله‌ها

تقریباً نيمي از سرزمين ايران كوهستاني است، اين كوه‌ها يا مانند سلسله جبال البرز با جهت شرقي - غربي در طول صدها كيلومتر چون ديواري عظيم كشيده شده و گذشتن از آن فقط از طريق گردنه‌هاي بلند ممکن است و يا مانند سلسله جبال زاگرس در برگيرنده رشته‌هاي موازي و مرتفعي است كه با دره‌هاي عميق و دامنه‌هاي پرشيب، از شمال به سمت جنوب و مركز ايران كشيده شده و گذر از آن تنها از راه دره‌هاي پرپيچ و خم و سرسبز و زيبا امكان پذير است. اين سلسله جبال، قله‌هايی پر عظمت، زيبا و چشم نواز دارد كه تعدادي از آنها در استان كهگيلويه و بويراحمد سر به آسمان برافراشته‌اند. سياحاني كه به ايران سفر كرده‌اند و از ميان اين كوه‌ها در استان كهگيلويه و بويراحمد گذشته‌اند، هر يك به نحوي در توصيف زيبايي و عظمت آن كوه‌ها سخن گفته‌اند. تمامي كوه‌هاي اين استان از ارتفاعات جبال زاگرس مي‌باشند.

قله دنا

كوه دنا با بلندی ۴ هزار و ۴۰۰ متر در این استان، منطقه ای كوهستانی با زیبایی های طبیعی در نوار شمالی این استان پدید آورده است. در دامنه های جنوبی قله های برفگیر دنا، شهر سی سخت جای گرفته و پایگاهی برای كوه پیمایی و كوهنوردی و رفتن به سوی دناست. قله های پربرف دنا سرچشمه جویبارها و چشمه های پرآبی است كه دامنه های پایین دست آن را به خوبی سیراب می كند. چشمه های همیشگی و پرآب دامنه های دنا كه گاه آبگیرهای زیبایی را در بستر كوهستانی پدید آورده، طبیعتی با دیدنی های بسیار در منطقه سی سخت جلوه گر ساخته است.

 

 

شهر توريستي سي سخت

شهر سی سخت با باغ های گسترده و پر رونق آن همچون زمردی بر دامنه دنا می درخشد و با تابستان های معتدل و كوهستانی خود گردشگران را به سوی خود می خواند.

نام سی سخت با اساطیر كهن درآمیخته است. افسانه هایی كه گذشته این منطقه را به روزگار كیانیان پیوند می دهد. در باور مردمی، هنگامی كه كیخسرو پادشاه كیانی با سپاهیان خود از این منطقه گذر می كرد، سرگذشتی را به یادگار گذاشته است. بیژن، سردار نامدار كیخسرو كه همراه با ۲۹ تن از سپاهیان جنگجوی خود در پی كیخسرو می رفت، در گذر از گردنه های بلند كوهپایه های دنا بازماند و همگی جان خود را در نبرد با طبیعت از دست دادند. نام سی سخت به خاطر سرسختی ۳۰ سپاهی جنگجوی كیخسرو در نبرد با طبیعت برای این منطقه به یادگار مانده است.

هنوز گردنه ای كه بر فراز بلندی های دنا راه ارتباطی سی سخت با سمیرم است، به نام گردنه بیژن خوانده می شود.آمیختگی طبیعت اسرار آمیز منطقه سی سخت با افسانه های كهن، این منطقه را بیش از پیش برای گردشگران جذاب كرده است.

دسترسی به سی سخت از مسیرهای یاسوج به اصفهان فراهم می شود. شهر سی سخت درفاصله ۳۵ كیلومتری شهر یاسوج مركز استان كهگیلویه و بویراحمد و در سمت شمال باختری آن قرار گرفته است. راه ارتباطی یاسوج به سی سخت پس از گذر از یك منطقه هموار به ناحیه كوهستانی می رسد كه انبوه جنگل های طبیعی بلوط زیبایی های این گذرگاه را فراوان كرده است. بخشی از این راه كوهستانی از گردنه های پرپیچ و خم و با شیب های تند گذر می كند، كه برای مسافران تازه وارد تا اندازه ای هیجان آور است گرچه دشواری این راه بر جاذبه های طبیعت بكر آن می افزاید.

در آستانه پای گذاردن به شهر سی سخت كه آرام در آغوش دنا آرمیده است، گستردگی باغ های میوه آن شهر را بسیار چشمگیر می كند. با ادامه مسیر و خروج از شهر سی سخت در سمت شمال خاوری آن دامنه های جنوبی دنا را طی كرده، هرچه بیشتر به طبیعت بكر منطقه وارد می شویم. این منطقه كه آن را كوهگل می نامند، منطقه ای كوهپایه ای با چشمه های جوشان و همیشگی و آبگیرها و آبشارهایی است كه هریك به گونه ای نغمه های طبیعت را به گوش می رسانند.

شهر سي سخت، شهری آرمیده بر دامنه های رشته کوه دنا در میان درختان بلوط و ارس و باغات سیب و انگور، هوای سرد و خنک با رایحه گل های بهار و شرشر چشمه ها و جویبارهای جاری محصور گشته و همانند نگینی در میان رشته کوه های دنا قرار گرفته است.

شهرستان دنا و شهر سی سخت نقطه آغاز حرکت کوهنوردان به قله همیشه سرافراز و سفید پوش دنا، مرتفع ترین نقطه کوه های زاگرس می باشد.

پس از عبور از گردنه مشهور بیژن، کوهپایه های پوشیده از گیاهان دارویی و غیر دارویی در برابر میهمانان و گردشگران آغوش می گشاید و جلوه های طبیعت، بهتر و زیباتر آشکار می گردد و سکوت کوهستان را با همه وجود که گویی با انسان سخن می گویند می توان حس کرد.

سرزمین کوه های سر به فلک کشیده و پوشیده از جنگل های تنومند بلوط و کیکم، سرزمین آبشارها و رودخانه ها، سرزمین رویاها همراه با آواز خوش پرندگان و آرام بخش روح، با تصاویری زیبا و سحرانگیز از خلقت بی انتهای پروردگار پذیرای دل های بهاری و سبز گردشگران داخلی و خارجی است.

پيست اسکي کاکان (دنا)

تنها پيست اسکي جنوب کشور در دامنه هاي رشته کوه زاگرس بوده که ارتفاع آن از سطح دريا 2850 متر است. طول اين پيست 600 متر و عرض آن 1500 متر مجهز به دستگاه بالابر تله اسکي بشقابي و خوابگاه و رستوران مي باشد. مدرسه اسکي همراه با هفت مربي و محل کرايه تجهيزات اسکي در کنار پيست واقع شده. اين پيست در يکي از مناطق بکر کوهستاني ياسوج جنب منطقه «آب نهر» کاکان واقع شده است و بهترين مکان طبيعي ورزشهاي زمستاني براي خانواده ها بوده که از اوایل دیماه تا آخر اسفندماه دارای برف می باشد.

منطقه حفاظت شده دنا

منطقه حفاظت شده دنا يك منطقه كاملا كوهستاني است. اختلاف ارتفاع بلندترين و پست ترين نقاط منطقه بالغ بر 3 هزار متر است. دنا داراي قله‌هاي بلند، ديواره‌هاي عظيم و دره‌هاي عميق است، در شرق دنا گردنه تاريخي «بيژن» قرار دارد و مرزهاي شمالي، غربي و جنوبي آن را رودخانه‌هاي «ماربر» و «بشار» احاطه كرده‌اند. رودخانه ماربر كه در شمال دنا از شرق به غرب جاري است با گذشتن از چند روستا و تنگ خرسان به رودخانه‌هاي «خرسان» تغيير نام مي‌دهد و پس از عبور از تنگه‌هاي باريك به رودخانه بشار مي‌پيوندد. محل پيوند رودخانه‌هاي خرسان و بشار، ناحيه‌اي جنگلي است كه زيبايي خيره كننده‌اي دارد. ارتفاع اين محل از سطح دريا يك هزار و 300 متر است كه پايين ترين نقطه منطقه حفاظت شده دنا به شمار مي‌رود. كوه دنا به عنوان ذخاير منابع آب دره‌هاي متعدد پر برف دارد و دامنه‌هاي آن نيز پر از چشمه‌هاي كوچك و بزرگ است. كوه‌هاي دنا سرچشمه بسياري از رودخانه‌هاي جنوب ايران است و به عنوان ذخيره گاه منابع آب نقش تعيين كننده‌اي در زندگي مردم جنوب كشور دارد. و از لحاظ جنگل، مرتع، گیاهان دارويي و خوراكي، سرمايه ژنتيكي با ارزشي به حساب مي‌آيد. در ارتفاع 2500 متري، جنگل‌هاي بلوط دامنه‌هاي جنوبي دنا را پوشانده است در ميان اين درختان، گونه‌هاي مختلف جنگلي نظير؛ بن، كيكم، ارژن، زالزالك ديده مي‌شود. از ارتفاع 3500 متر به بالا،‌ انواع گونه‌ها و گياهان بوته‌اي سطح زمين را فرا گرفته است.

از ارتفاع چهار هزار متر به بالا نيز گياهان كوچك و زيبايي، در پناه سنگ‌ها و شكاف صخره‌ها، از وزش بادهاي تند مصون مانده‌اند و خودنمايي مي‌كنند. همچنين بعضي گل‌هاي لاله كه در دنا مي‌رويد، ويژه اين منطقه است و در جاي ديگر ديده نمي‌شود. گل بسيار زيباي «لاله بيشه زار» يكي از اين گل‌ها است.

حيات وحش دنا معروف به سيماي تنوع جانوري زاگرس است خرس‌هاي قهوه‌اي بزرگ، كبك دري با جثه 5 كيلويي، انواع عقاب، پلنگ، گرگ و انواع گربه‌هاي وحشي در دنا زندگي مي‌كنند.

در منطقه حفاظت شده دنا امكان تماشاي پرنده بسيار زيبا و نادر هما، كه پروازي آرام و باشكوه دارد، بيش از هر جاي ديگر ايران است. همچنين پرندگاني نظير شاهين، كبك، سنگ چشم، كمركلي و انواع چكاوك‌ها و سهره‌ها در دامنه‌هاي دنا زندگي مي‌كنند. جانوراني مثل سمور، راسو، سنجاب ايراني كه از زيباترين سنجاب‌هاي جهان است و در احيا جنگل بلوط نقش اكولوژيك بسيار موثري دارد،‌ به وفور در دنا ديده مي‌شوند. حفاظت از دنا باعث افزايش انواع گونه‌هاي جانوري اين منطقه شده است، به طوري كه هم اكنون در كوهستان دنا براي ديدن خرس، بز و پازن، نيازي به دوربين چشمي نيست. منطقه حفاظت شده دنا صرف نظر از تنوع گونه‌هاي گياهي و جانوري بنا به دلايل اقليمي و پديده‌هاي بارز زمين شناختي از نظر آموزشي و پژوهشي نيز بسيار مورد توجه پژوهشگران زيست شناسي و زمين شناسي است. اين منطقه همچنين از نظر ورزش‌ها و تفريح‌هاي كوهستاني قابل توجه است

آبشار یاسوج

در کنار شهر یاسوج آبشاری بسیار زیبا در منطقه ای سرسبز و دیدنی وجود دارد كه آب آن دائمی است. مظهر آب در 20 متری دامنه كوه قرار دارد و سرریز پله ای آن از 12 متری شروع می شود. آب و هوای بسیار خوش و نزدیكی آن به شهر یاسوج، این آبشار را به یكی از نقاط تفرجگاهی دیدنی و به یادماندنی این شهر تبدیل كرده است.

 

چشمه پر آب میشی و کوه گل سی سخت

یكی از جلوه های طبیعت كوهگل، چشمه پرآب میشی است كه در دامنه دنا و در زیر گردنه بیژن جاری است. چشمه میشی چشمه ای همیشگی و از مهم ترین چشمه های منطقه سی سخت به شمار می رود كه در امتداد دره ای طولانی با شیب نسبتاً تند روان است و جویبار پرآب و سپید رنگ آن همچون رشته های مروارید زینت بخش دره ای است كه آب چشمه را به زمین های كشاورزی پایین دست آن می رساند.

در ادامه این مسیر به سوی شرق كه جاده ای كوهستانی مسافران مسیر را هدایت می كند، رودخانه پر آبی جریان دارد كه از آب چشمه ها و چشمه سارهای بالا دست روان شده است.

این مسیر از دره های كم عرض گذر می كند كه در سمت شمال جاده، صخره های سنگی و بلند دامنه های دنا بر خوفناكی طبیعت آن می افزاید و در سمت جنوب جاده، دامنه كوهپایه به بلندی های برفگیر كوه های روبه روی دنا می رسد. این جاده در فاصله چند كیلومتر بالاتر از چشمه میشی به پایان راه آسفالته می رسد كه در آنجا كافه ای برای پذیرایی از مسافران ساخته شده است. در این نقطه و در ادامه راه كوهستان كه راهی شوسه است و به تدریج بر سنگلاخی آن افزوده می شود، چشمه دیگری از زمین می جوشد. در بالا دست این نقطه و بر بلندی های جنوب جاده، آبگیر زیبایی در دامنه كوه های برف پوش شكل گرفته كه دریاچه كوهگل نامیده می شود.

این آبگیر زیبا و بكر كه در گویش محلی برم سبز گفته می شود، در دل كوهستان و بر بستر پر آب و علف آن چشم انداز دلفریبی دارد كه تنها با ره سپردن به این منطقه كوهستانی و قدری كوهپیمایی می توان به آن رسید.

دریاچه كوه گل در یك گودال طبیعی نشسته بر دامان كوهستان پدید آمده و با جای گرفتن قله های برفگیر در پس آن و علفزار طبیعی پیرامون آن منظره ای كم نظیر از یك دریاچه كوهستانی در پیش چشم جلوه گر می كند. بالاتر از دریاچه كوهگل و در سمت خاور آن، آبگیر كوهستانی دیگری نیز شكل گرفته كه تا اندازه ای كوچكتر است. این ۲ آبگیر طبیعی و كوهستانی بخشی از زیبایی های بكر طبیعت كوهگل و سی سخت است كه بویژه در تابستان جذابیت های ویژه ای دارند. دریاچه كوهگل از آب شدن برف قله های بالا دست آن و از چشمه های طبیعی آبگیری می شود و سرریز آب آن از سمت باختر به صورت جویباری از دره ای گذر می كند كه سر انجام به رودخانه مسیر راه می پیوندد. پیرامون دریاچه كوهكل و آبگیرهای آن چشمه سارهای فراوانی را در شكاف دره ها می توان یافت كه گویای طبیعت غنی و پربار منطقه دنا است.

درياچه‌ كوه‌ گل‌ در فاصله 32 کیلومتری یاسوج و در شرق شهر سی سخت مرکز شهرستان دنا قرار گرفته است. محل درياچه‌ كوه‌ گل‌ یکی از زیباترین مناطق استان است که در فصول بهار و تابستان مملو از انواع گلهای شقایق و گیاهان وحشی و آویشن می باشد. اجتماع پرندگان بومی و مهاجر از انواع مرغابی و اردک کله سبز گرفته تا لک لک، حواصیل، درنا، خروس کولی و چنگر در فصل تابستان همواره چهره ای زیبا و وصف ناپذیر از دریاچه به تصویر درآورده است.

این دریاچه در ارتفاع 3000 متری از سطح دریا تشکیل شده است.

چشمه بلقيس چرام

اين باغ كه به وسيله «اسکندرخان چرامی» در سال 1335 در 15 کیلومتری شهر دهدشت و یک کیلومتری شهر چرام ساخته شده مكان مناسبي براي ايجاد تاسيسات پذيرايي توريستي است. بسیاری از درختان زمين حاصلخيز و بكر چرام نشان داده كه استعداد پرورش هر نوع گل و گياهي را در بطن خود دارد به طوري كه بيننده شيفته گوناگوني و تنوع گياهي اين باغ مي‌شود. اين باغ در دهانه كوه شمالي واقع شده و آب چشمه به اين باغ مي‌ريزد، آب چشمه‌هاي ديگر در جويبارهاي مشبكي با اصول معماري جالب توجهي تراس بندي شده و به استخر زيبايي سرازير مي‌شوند. این مجموعه به دلیل سبک باغ آرایی و قرار گرفتن در دامنه ارتفاعاتی که بر بلندای آن بقایای آثار تاریخی وجود دارد به عنوان یک اثر تاریخی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

تالاب‌ برم‌ الوان

اين‌ تالاب در شهرستان بهمئی در 20 کیلومتری شهر لیکک واقع شده و حدود 8 هکتار مساحت دارد. در داخل و پیرامون این تالاب گونه هایی از آبزیان و پرندگان آبی از جمله مرغ ماهیخوار، غاز و اردک زندگی می کنند. زیبائی تنگ ماغر و دالانهای کوهستانی و قرار گرفتن برف بر تپه ای مشرف بر منطقه جلوه خاص این تالاب است که می تواند در همه فصول سال پذیرای گردشگران بسیاری باشد.

تالاب‌ برم‌ شير

این تالاب‌ با 5000 متر مربع‌ مساحت‌، در دره‌ تنگ‌ شير بويراحمد واقع‌ شده‌ است‌.اين‌ ناحيه‌ از قابليت‌ تفرجگاهي‌ جالبي‌ برخوردار است‌ و مي‌تواند به‌ محيطي‌ مناسب‌ براي‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌تبديل‌ شود. چشم‌انداز و پيرامون‌ تالاب‌ جذاب‌ و بسيار ديدني‌ است‌. راه دسترسی به این تالاب آسفالته و بخشی خاکی است و در فصل بهار و تابستان پذیرای گردشگران زیادی می باشد.

غارها و اشكفت‌ها

از ديگر جاذبه‌هاي طبيعي استان، غارها و اشكفت‌هاي متعددي است كه در گوشه و كنار آن پراكنده شده‌اند و از مهمترين جاذبه‌هاي جهانگردي ناحيه مركزي و استان كهگيلويه و بويراحمد بشمار مي‌روند.

غارنول، پيرزن، یخي، كبوتر، شاه بهرام و دوفيري از مهمترين غارها اين استان است. همچنين در نواحي مختلف كوهستان‌هاي اين استان انواع شكاف‌هاي غار مانندي در دل كوه پديد آمده‌اند كه به اشكفت معروفند.

غار نول

غار نول در کوه گل واقع در 20 کیلومتری منطقه سی سخت یاسوج واقع گردیده است. غار نول با طول 80 متر  دارای چند تالار  پلکانی و انشعاب های  مختلف و از لحاظ بررسی های زمین شناسی حائز اهمیت می باشد. ارتفاع دهانه غار 3 متر است که در برخی نقاط درون غار تا 20 متر تغییر میکند. سقف و بدنه غار از سنگهای آهکی و قندیلهای زیبایی پوشیده شده و قطات آب از این قندیلها و سقف غار, چکه میکند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد که آب زلال و خنکی از آنها جاری است. دخالت های انسانی پیرامون چشمه سارها و قنات های اطراف این غار بیانگر استفاده از غار در دوره های گذشته و اخیر است. به نظر میرسد این غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتی مورد استفاده قرار گرفته است.

اشکفت شاه بهرام

این غار در حوالی روستای شاه بهرام در منطقه پیچاب از توابع بخش باشت شهرستان گچساران  ودر منطقه گرمسیری ودر فاصله 150 کیلومتری شمال شرقی شهر دوگنبدان واقع است. این منطقه دارای جنگلهای انبوه از نوع بلوط، بنه، کلخنگ، زبان گنجشگ وانواع بادام می باشد. زمان مناسب برای بازدید از این اشکفت فصل بهار و پاییز می باشد.

دره‌ها و تنگ‌ها

دره‌هاي استان كهگيلويه و بويراحمد كه اغلب چراگاه و ييلاق هستند، عبارتند از مهرجان (مهرگان)، برم شير، گل اسفيد، دالان، بزه سبز، مهتاب، چيربيان، بهرام بيگي و تنگه‌هاي سرخ، تيزاب، براق، گنجه‌اي، تامرادي، به همراه پوشش‌هاي گياهي متنوع موجود در اين مناطق زمينه مطلوبي را براي بهره برداري تفرجگاهي مهيا كرده است.

جاذبه های تاریخی وباستانی

نقوش برجسته الیمایی تنگ سروک بهمئی

درامتداد دامنه جنوب غربی رشته ارتفاعات زاگرس با جهت شمال غربی به جنوب شرقی که جلگه پست و هموار خوزستان را از فلات ایران جدا می نمایند، دره های متعدد و فراوانی به موازات همدیگر وجود دارند. یکی از این دره های سرسبز و مرتفع (تنگ) سروک می باشد که در دامنه کوه خائیز در جنوب غربی استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد. سروک در جنوب غربی ایران و در 50 درجه و 9 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 59 دقیقه عرض شمالی جغرافیایی به فاصله دوازده کیلومتری شهر لیکک مرکز شهرستان بهمئی قرار دارد. پوشش جنگلی و گیاهی تنگ سروک مانند مناطق زاگرس است این دره پوشیده از درختان بلوط، بنه، کیکم و سرو و گونه های متعدد گیاهی می باشد. منشأ نامگذاری و وجه تسمیه این تنگ مشخصاً سروهای وحشی و بومی تنومند، انبوه ایست که در سراسر دره پراکنده اند. پراکنش این سروهای کهن بخصوص در بخش غربی دره بیشتر مشهود است. پیشینه نام این تنگ حداقل به زمان ایجاد نقوش برجسته دراین مکان برمی گردد. مجموعه نقوش برجسته سروک در

تاریخ 29/9/1316 با شماره 310 در فهرست آثار ملی ثبت گردیده نخستین بار بارون دوبُد
(
Baron de bode) دبیر اول سفارت روسیه در ایران و دربار محمدشاه قاجار در سفرش به فارس و خوزستان در ژانویه 1841 میلادی به دعوت میرزا قوام الدین (میرزا قوام) حکمران کهگیلویه و بهبهان در 29 ژانویه از تنگ سروک بازدید نمود و با اطلاع از ناشناختگی نقوش برجسته تنگ سروک در جهان آنروز آنان را توصیف و با نسخه برداری از کتیبه های سنگ دوم (برد رستم) مشاهداتش را گزارش و در کتاب معروف خود «سفر به لرستان و خوزستان» در سال 1854 میلادی در لندن منتشر نمود.

در سال 1936 میلادی اشتاین باستان شناس مجارستانی الاصل از تنگ سروک تصاویری تهیه کرد و به مطالعه و تفسیر آن ها پرداخت. پس از آن والترهنینگ و دبوایس مطالعاتی برروی این نقوش انجام داده اند پس از آن واندنبرگ و سپس گیرشمن آثار تنگ سروک را مورد مطالعه قرار دادند پس از آن فون گال و احمد اقتداری از این تنگ دیدن و گزارشهای علمی تهیه کرده اند.

در مجموع سیزده صحنه و نقش و هشت کتیبه مربوط به دوره الیمایی در تنگ سروک حجاری شده است.

در ابتدای ورود به این تنگ راه باریک و سنگ فرشی وجود دارد که احتمالاً همزمان با حجاری نقوش تنگ سروک ساخته و سنگ فرش شده اند. سنگ جدا شده از صخره در سمت راست جاده ورودی به بلندای 3 متر و نیم اولین کتیبه با سه موضوع و صحنه حجاری شده را داراست موضوع حجاری شده راهنمایی و هدایت کسانی است که به این مکان آمده اند سپس طی یک کیلومتر به درون دره به سنگ بزرگی که مردم محلی به آن برد رستم می گویند برخورد می کنیم. در بزرگترین صحنه حجاری شده این سنگ ده نقش نشان داده شده و موضوع آن تاج گذاری یک پادشاه الیمایی است.

بطور کلی دوازده صحنه و نقش و هفت کتیبه برچهار قطعه سنگ در تنگ سروک حجاری شده است از مهمترین ویژگی های نقش برجسته های تنگ سروک تنوع و فراوانی موضوع است این موضوعات شامل راهنمایی و تشریفات، مجلس تاجگذاری، بارعام، شکار و تاجگذاری در حضور الهه ها، نگاهبانی و مراقبت، نبرد و جنگ سواران است.

در دوره اشکانی حکام محلی دارای قدرت فرمانروایی گسترده و با نفوذی بودند. الیمائیان از نخستین مردمان ایرانی هستند که با سلطه حکام سلوکی که پس از کشور گشایی اسکندر بر نواحی وسیعی از ایران فرمان می راندند در آویختند. هنر دراین دوره از ویژگیهای خاصی برخوردار شد و طی تحول هنری در حجاری ها نمای انسانی را از روبرو نشان می دهد این تحول هنری در دوره اشکانی بخوبی از نقوش برجسته تنگ سروک استان کهگیلویه و بویراحمد نمایان است. نکته مهم دیگری که نقوش تنگ سروک را از اهمیت زیادی برخوردار می کند توجه به آثار باقی مانده دوره اشکانی است دوره اشکانی در ایران فعلی آثار فراوانی ندارد و تقریباً آثار مهم آن خارج از جغرافیای سیاسی فعلی ایران است از این رو نقوش برجسته تنگ سروک که از معدود آثار اشکانی است اهمیت زیادی دارد.

تل خسروی

از محل فعلی شهر یاسوج، در منابع تاریخ معاصر با عنوان «تل خسروی» یاد شده است. این تل كه امروزه «تل خسرو» نامیده میشود، تپه ای در جنوب شهر یاسوج است. به جز این تل، تمامی آثار برجای مانده در یاسوج كنونی، با گذشت زمان از بین رفته است. بر اساس روایتهای محلی، كیخسرو كاخی بر سر این تل یا تپه بنا نهاده بود كه «پرفسور گاوبه»، آثار آن را به صورت عمارتی با آجرهای زرد چهارگوش و آجرهای سرخ از نوع آجرهای پل علیایی بهبهان (ارجان قدیم) مشاهده كرده و این مكان را به پیش از دوره هخامنشیان مربوط دانسته است.

قدمت این تل به هزاره پنجم قبل از میلاد برمی گردد و در سده نهم و دهم هجری قمری محل سکونت بوده است.

این اثر در 4 كیلومتری جنوب شهر یاسوج، در نزدیكی روستای تل خسرو واقع شده است.

دوگور دوپا

در زمین های کشاورزی اطراف روستای شوش از توابع شهرستان گچساران دو ستون سنگی نسبتاً بلند سر به آسمان كشیده كه به  دوگوردوپا  معروف است. بنابه روایتی این دو ستون باقی مانده آتشكده ای است كه به قبل از اسلام تعلق دارد. بررسی های مقدماتی و اولیه نشان میدهد كه فضا و شكل عمومی این ستونهای سنگی به ستون های سنگی معابد مهری و میترائیسم (مانند ستونهای خورهه) شباهت نسبی دارند. این اثر که به شماره 2985 در سال 1379 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. از جنس سنگ آهک است و برخی دیگر از محققین آنها را میل استودان می دانند که به صورت خمره ای بر بالای آن استخوانها را در آن حفظ می کردند.

قبر شاپور

قبر شاپور در محلی است كه امروزه پارك جنگلی شهر دهدشت در آن واقع شده است، این  قبر چهار گوش با مصالح سنگ و گچ ساخته شده است و بومی ها آن را قبر شاپور ساسانی میدانند. این نام با اسم بلاد شاپور بی مناسبت نیست.

امامزاده بي بي حکيمه (س)

بقعه امامزاده بي بي حکيمه (س) خواهر امام رضا در 98 کيلومتري جنوب شرقي شهرستان گچساران واقع شده است. در نزديکي اما مزاده چشمه اب گرمي وجود دارد که زائرين از آن براي شفا استفاده مي کنند. اين زيارتگاه نه تنها براي مردم منطقه عزيز است بلكه در طول سال از سراسر ايران و بويژه از نقاط جنوب کشور و حتي کشور هاي حاشيه خليج فارس عده زيادي در نوروز براي زيارت به مرقد مبارک آن حضرت مشرف مي شوند و از خوان اعجاز و اکرام اين سلاله مطهره رسول اکرم ارامش خاطر و صفاي باطن مي يابند.

اماكن زیارتی و  مذهبی

امامزاده حسن،  امامزاده قاسم، امامزاده پهلوان، امامزاده عبدالله قبرستان پای چل، امامزاده شاه عباس، امامزاده پنجه خل، امامزاده چله خان، امامزاده سیدمحمد

رهاوردها، صنایع دستی و سوغات محلی

از حرکت دست و پنجه و پویایی اندیشه مردمان این مرز و بوم و برگرفته از طبیعت زیبای استان، صنایع دستی ماندگاری همچون: قالی، قالیچه، جاجیم، گچمه، گبه، نمد، سیاه چادر، توبره، جاقرآنی، خورجین و... خلق می شود و محصولاتی همچون: عسل طبیعی، روغن حیوانی، قره قروت، کشک و دیگر مواد لبنی و میوه هایی مانند: گردو، سیب، انگور، انار، لیمو و پرتقال و محصولات کشاورزی مانند: برنج، گندم، جو و سایر حبوبات و... تولید می گردد.

تولیدات و دست بافت های عشایری، ریشه در تاریخ پر رمز و راز این مرز و بوم و معیشت
رمه گردانی و کوچ نشینی این سرزمین دارد.

گبــه

گبه عشایر کهگیلویه و بویراحمد، نوعی فرش با پرزهای بلند و چند پوده است که ابعاد آن حدود
۲۲۰ × ۱۵۰ سانتی متر می‌‌باشد. جنس پرزگبه‌های قدیمی از پشم خود رنگ و جنس تار آن مخلوط پشم و مو و پود آن از پشم بود. گبه‌های رنگی که اخیراً در این استان بافته می‌‌شوند تار آنها گاهی از پنبه تهیه می‌‌شود. عشایر کهگیلویه و بویراحمد از گبه جهت فرش کردن چادرهایشان استفاده می‌‌کنند. در گذشته این محصول کمتر جهت فروش به بازار عرضه می‌‌شد و چون محصولی خود مصرفی بود و در بافت آن قید و بندهای رایج بازار را نداشتند، نقوش و رنگهای دلخواه و متناسب سلیقه خود را در بافت گبه بکار می بردند. امروزه بعضی گبه بافان این استان مواد اولیه مصرفی را از سفارش دهندگان تحویل گرفته و در ازای بافت دستمزد دریافت می‌‌کنند. در طرح گبه از نقوش هندسی، بویژه نقوش حوضی شکل که به نقش حوض معروف است بسیار استفاده می‌‌کنند. نقش حوض در گبه معمولاً از یک تا سه لوزی بزرگ در وسط و متن گبه تشکیل می‌‌شود. این نقش معمولاً در گبه‌های خود رنگ بکار می‌رود. نقش دیگری که در بیشتر گبه‌ها بکار می‌‌رود نقش چنگ است، که هم در گبه‌های خود رنگ و هم در گبه‌های رنگی دیده می‌‌شود. این نقش به صورت یک رو در گبه‌های خودرنگ و هم در گبه به کار می‌‌رود. چنگ یک رو نشان دهنده چنگی است که بازوهای آن به سمت خارج می‌‌باشد ولی بازوها و زواید چنگ دورو هم به سمت داخل و هم به سمت خارج بافته می‌‌شود. گاهی چنگ در تمام سطح گبه، پشت سرهم و چسبیده به یکدیگر تکرار می‌‌شود و گاهی نیز به صورت گلهای جدا از هم در گبه به کار می‌‌رود.

گلیم بافی

گلیم بافی در این استان بیشتر توسط زنان و دختران عشایر و روستایی و در بیشتر مناطق استان بافته می‌‌شود. سابقه گلیم بافی در این استان بسیار طولانی و شباهت زیادی به گلیم بافی در استان فارس دارد. از مراکز مهم گلیم بافی می‌‌توان موردراز علیا، موردراز سفلی، گنجه گان، یوسف آباد، سپیدار و تنگ سرخ در نزدیک یاسوج و منطقه سادات محمودی در ۱۰۵ کیلومتری یاسوج را نام برد. منطقه مهم دیگر تولید گلیم منطقه "بهمئی" سردسیر از توابع دهدشت واقع در ۲۵۰ کیلومتری یاسوج را نام برد. منطقه مهم دیگر تولید گلیم منطقه دوگنبدان است که در نقاطی مانند: سربیشه، بید زرد، دره پلنگی و... بافت گلیم رواج دارد. در بی بی حکیمه در 98 کیلومتری دو گنبدان که منطقه‌ای عشایری است، بافت گلیم از رونق ویژه‌ای برخوردار است. نقوش بکار رفته در گلیم‌های عشایری استان کهگیلویه و بویراحمد بسیار متنوع است که از میان آنها می‌‌توان به نقش شانه یا شونه اشاره کرد. این نقش در اکثر نقاط استان در بافت گلیم بکار می‌‌رود ولی در هر منطقه با منطقه دیگر متفاوت است. نقش لوزی: نقش دیگری است که در گلیم‌های عشایر استان دیده می‌‌شود. تنوع رنگ آمیزی و تنوع نقش لوزی در مناطق تولید گلیم، بویژه در مناطق سادات محمودی بسیار چشم گیر است. نقش آغاجری: یکی دیگر از نقوش رایج در گلیم این استان است که همیشه در ترکیب بندی افقی به کار می‌‌رود احتمال دارد بدلیل مجاورت عشایر این استان با عشایر قشقایی این نقش از گلیم‌های آنها اقتباس شده باشد. نقش چهارپر: از نقوش بسیار جالب گلیم‌های این منطقه است که معمولاً بصورت تک گل‌های مجزا از یکدیگر در ترکیب بندی‌های افقی و لوزی دیده می‌‌شود. نقش خراسانی: این نقش که معمولاً در ترکیب بندی افقی گلیم‌های عشایری به کار می‌‌رود به دو شکل متفاوت مشاهده شده است. نقش چنگ: نقش زیبایی است که زینت بخش بسیاری از گلیم‌های منطقه است و اغلب درترکیب بندی لوزی مشاهده می‌‌شود. دیگر نقوش بکار رفته در گلیم‌های این خطه عبارت‌اند از: نقش پرنده، نقش دانه بیگی، نقش گل تهرانی، حاشیه گلیم‌های استان کهگیلویه و بویراحمد بسیار ساده است و تنوع کمتری در آن دیده می‌‌شود. معروف‌ترین حاشیه‌ها عبارت‌اند از: حاشیه خراسانی، حاشیه هفت و هشت، حاشیه کتابی و حاشیه بندروی.

سیاه چادر

سیاه‌ چادر نوعی مسکن متحرک و سنتی است که مختص عشایر کوچ رو می‌‌باشد. عشایر کهگیلویه و بویراحمد به این مسکن "بهون" می‌‌گویند. سیاه چادر از موی بز و بوسیله زنان بافته می‌‌شود و به دو نوع تابستانی و زمستانی تقسیم می‌‌گردد. عشایر به علت زندگی متحرک ناگزیر از زندگی در سیاه چادر هستند. چرا که دارای ویژگیهایی است که با شیوه زندگی آنها کاملاً هماهنگ و متناسب است:

-وزن و اندازه مناسبی جهت حمل و نقل توسط چهار پایان و راههای صعب العبور دارد.

-جمع آوری و بر پا ساختن آن به سهولت انجام می‌‌گیرد.

-در مقابل تغییرات آب و هوایی (باد، باران و آفتاب) مقاوم است.

-تهیه و تولید آن توسط افراد خانوار امکان‌پذیر است. سنت بافت چادر از موی بز سابقه‌ای دیرینه دارد این سنت تا به امروز بی هیچ تغییری ادامه یافته است. بافت سیاه چادر توسط عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد در بیشتر نقاط این استان رایج است. این محصول صرفاً به منظور رفع نیازمندیهای محلی انجام می‌‌گیرد. سیاه چادرهای عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد به دو صورت "بهون" (چادر زمستانی) و "گرمه" (چادر تابستانی) است.

جاجیم بافی

از دیگر بافته های استان کهگیلویه و بویراحمد جاجیم می باشد که بافت آن در اکثر نقاط روستایی و جوامع عشایر استان رواج دارد. این دست بافت از نقشهای منحصر به فرد در استان برخوردار است. جاجیم پوشش مناسب برای زیرانداز، روانداز، رختخواب پیچ و حمل بار است، تولید آن کم و بیشتر برای استفاده عشایر بافته می شود، از جمله خاصیتهایی که آنرا از دیگر بافته ها متمایز می کند سبک و ارزان بودن آنست که مناسب ترین پوشش برای عشایر کوچ نشین است.

در برخی از منابع جنس جاجیم را پارچه پشمی ضخیم رنگارنگ، پنبه یا پشم تابیده بسیار زبر و خشن و بدون پرز و پارچه کلفت پشمی یا ترکیبی از پنبه ای و پشمی ذکر کرده اند، اما اغلب تار و پود آن، هر دو، از پشم تابیده است.

بافت جاجیم، به سبب ویژگی و تمایز آن نسبت به سایر بافته ها، به جاجیم بافت، معروف است. این بافته از نوارهای منسوج و تارهای به هم دوخته کم و بیش ضخیم تشکیل شده است که در بافت آنها رشته پود بصورت تک رنگ از میان است.

هم اکنون به دلایلی همچون کمبود پشم و جایگزین شدن پارچه های ماشینی مشابه، زنان به بافت آن مبادرت نمی ورزند، از سویی با وجود اینکه تعداد بیشتری از زنان با بافت آن آشنایی ندارند، اما استفاده از این محصول بویژه در میان ورستائیان استان رونق زیادی دارد و در بعضی از منازل و خصوصاً در اکثر سیاه چادرها نمونه های قدیمی آن دیده می شود.

جاجیم در استان کهگیلویه و بویراحمد نقشهای زیبایی دارد که از عبارتنداز نقش ماریو، خشت، لوزی، آغاجری.

در جاجیم هر دو روی بافته شده از جهت نقش و رنگ یکسان است. جاجیم دارای اقسام خاصی است که در برخی از آنها هر دو روی آن قابل مصرف و در برخی فقط یک روی آن قابل استفاده است.

مواد لازم جهت بافت جاجیم با پشم خالص تابیده می باشد و میزان تاب رشته های مورد نیاز برای این محصول باید بیشتر از رشته های مصرفی جهت بقیه بافته ها باشد، برای بدست آوردن چنین تابی، پشم را یکبار توسط پره تابیده و سپس آن را با دوک می تابند.

بافت جاجیم با دستگاه های چهار وردی انجام می پذیرد و آن متشکل از دو تیر چوبی که موازات یکدیگر و به فاصله معینی بوسیله چهار میخ چوبی برروی زمین محکم شده اند. برای تولید جاجیمی به عرض 5/1 و طول 3 متر حدود 12 کیلوگرم پشم و چهار روز کار وقت لازم است.

نهایتاً در تولید جاجیم از رنگهای روشن و زنده استفاده می شود و تمام نقوش جاجیم در زمان بافت، بوجود می آید. ظرافت و زیبایی جاجیم به نازک کاری آن است و در پیش کش عروس و جهیزیه دختران جاجیم نقش بسزایی را ایفا می کند.

توبــره

توبره یا به گویش محلی عشایر کهگیلویه و بویراحمد توربه کیف مستطیل شکل زیبایی است که ابعاد آن 60 × 50 سانتیمتر است و دختران ایل به عنوان جهیزیه آن را به خانه شوهر می برند. این دستباف، مصرف شخصی و خانگی دارد و زنان عشایر از آن برای حمل علفهای چیده شده از کوه و دشت برای گوسفندان استفاده می کنند. این بافته کیف مانند بوسیله دسته هایی که در طرفین آن قرار دارد به روی دوش حمل می شود. از این جهت حمل آن بسیار آسان و دستها هنگام حرکت آزاد می باشند.

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: کهگیلویه و بویر احمد
[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 17:21 ] [ فرزاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وب جهت آشنایی با فرهنگ و تاریخ مردم دهستان ضرغام اباد وشهرستانهای استان کهگیلویه وبویراحمد مطالبی را به دوستداران ارائه می دهد
امید است که مورد قبول همه علاقه مندان باشد
فرزاد